شهر عشق
ميام از شهر عشق و کوله بار من غزل
پر از تکرار اسم خوب و دلچسب گلم
کسي که طعم اسمش طعم عاشق بودنه
طلوع تازه ي خواستن تو رگ هاي منه
عسل مثل گله گله بارون زده
يه شکل ناب عشق که از خواب اومده
سکوت لحظه هاش هياهوي غمه
به گلبرگ صداش هجوم شبنمه
نياز من به او بري خواستنه
نياز جويبار به جاري بودنه
کسي که طعم اسمش طعم عاشق بودنه
تمام لحظه ها مثل خود من با منه
تویی که از تمام عاشقا عاشق تری
منو تا غربت پاییز چشات می بری
*******************
کسي که عمق چشماش جای امن بودنه
تویی که با تو بودن بهترین شعر منه
تو مثل خواب گل لطیف و ساده ای
مثله من عاشقی به خاک افتاده ای
یه جنگل رمز و راز یه دریا ساده ای
اسیر عاطفه ولی آزاده ای
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر ۱۳۸۵ ساعت ۵:۴۹ ب.ظ توسط سارا
|