شعر بانو

<< سلام - بانو >>
برای وداع
وقت زياد است
ميدانی چند سلام هست که به هم نگفتيم ؟
<< سفر - بانو >>
آنجا به همه بگو
آنکه بال دارد
پاهايش را نبايد بست
<< امروز - بانو >>
اگر << ديروز - بانو >> شوی
خاطره ای بيش نيستی
<< ماه - بانو >>
باور کن هر هلال ، بدری هم دارد
ميدانی چند ماه است
ماه را نديده ام؟
<< نسيم - بانو >>
طوفانی نشو
برگی بيش نيستم
<< آتش - بانو >>
اينجا سرد است
بيا
تا با هم بلرزيم
<< شعر - بانو >>
همهء آنچه را نگفتی
در پی هم نوشتم
دفتر شعر مرا بخوان
+ نوشته شده در شنبه چهارم شهریور ۱۳۸۵ ساعت ۱۲:۱۱ ب.ظ توسط سارا
|