کاش
کاش یک تکه سنگ بودم
آخ مهتاب
قسمتی از کتاب: روی ماه خداوند راببوس / مصطفی مستور
یک تکه چوب
مشتی خاک
کاش یک سپور بودم
دوره گرد
پزشک
کاش کسی بودم که تو را نمی شناخت
کاش دلم از سنگ بود
کاش اصلا دل نداشتم
کاش نبودی
کاش می شد همه چیز را با تخته پاک کن پاک کرد
آخ مهتاب
کاش دستگیره ی اتاقت بودم تا روزی هزار بار مرا لمس کنی
کاش چادرت بودم
کاش چشم هایت بودم
کاش دلت بودم
نه
کاش ما یکی بودیم
یک نفر دوتایی
قسمتی از کتاب: روی ماه خداوند راببوس / مصطفی مستور
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم تیر ۱۳۸۵ ساعت ۱۱:۱ ق.ظ توسط سارا
|